
فکر نمیکنم دیگه آپ بشه!!
عارضم خدمتتون که در یکی از صفحات خود بوده و قادر به تورق نبودیم(آب جوش)
ولی هرجوری بود زدیم صفحه ی بعد دیدیم فروغ نشسته
،خلاصه دست به دامن
شد یکی از شعراشو بذارم
(دیگه جدی باشید)
برهوت آگاهی
تا به کی باید رفت
از دیاری به دیاری دیگر
نتوانم،نتوانم جستن
هر زمان عشقی و یاری
اکنون دیریست
که فرو ریخته در من
تیره آواری از ابر گران
آنچنان آلودست
عشق غمناکم با بیم زوال
که همه زندگیم می لرزد![]()
چون ترا مینگرم
مثل اینست که از پنجره ها
تکدرختم را، سرشار از برگ
در تب زرد خزان مینگرم
مثل اینست که تصویری را
روی جریان های مغشوش آب روان مینگرم...

تصویر از این هماهنگ تر نمی شد![]()
![]()
<
"آدما مثل کتابن تا وقتی ارزش دارن که تموم نشدن پس خودتونو تند تند برای
اینو حتما همتون قبلا دیدید،منم دیده بودم و جدیدا یکی از دوستان مرحمت فرمودن
ارسال کردن باز چشممون افتاد بهش!
من که فقط با کتاب بودن آدما موافقم چون هر کدوم یه دنیا حرف برای گفتن دارن
و هر چی قدیمی تر باشن با ارزش ترن
ولی خیلی ها کلاسهای فشرده ی
تند خوانی پاس کردن و علاقه ی عجیبی هم به مطالعه دارن و تنوع آدما براشون
مهم تره و نمیدونن هر چی بیشتر برگردن و مرور کنن نکته های بیشتری میفهمن!
حالا اگه این خیلی ها مجرد بودن میشد یه کاریش کرد
ولی زوجی که چنین
دیدگاهی دارن هر چقدر هم که آروم آروم تورق فرمایند بالاخره تموم میشن!
بیایید دست به دست هم بدیم و دیدگاهمونو عوض کنیم البته دستامونم به هم
اتانازی(مرگ خودخواسته) یعنی ایجاد مرگ
در یک بیمار لاعلاج،با روشی بدون درد و
به علت ترحم نسبت به بیماری که رنج و درد غیرقابل تحمل و بدون درمانی دارد.
من که موافقم
تازه نه فقط بیماران بلکه هر کسی می خواد بمیره بیاد من خودم
کارشو یکسره می کنم، بچه ها میدونن......
به خواست خود نمی آیی و به خواست خود نمیروی
حالا با این اوصاف به نظر شما یه بیمار لاعلاج که بالاخره می میره بهتره بدون درد
